دوستت دارم

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

به آرامی لاله گوش همسر خود را بوسه بزنید و دقت کنید زیاد محکم این کار

 را نکنید چون اگر هوای داخل گوش وی را محکم با لبان خود به بیرون بکشید

 ممکن است کمی درد آور باشد برای وی! و همچنین به آرامی در هنگام

بوسیدن وی در گوش او جملات عاشقانه زمزمه کنید

 

در تصویر زیر مراحل این کار به صورت علمی به شما آموزش داده می شود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 17:0 توسط ریحانه مسرور|

 

 

مونالیزا در نیجریه

 

مونالیزا در ارتش آمریکا

 

مونالیزا در اسپانیا

 

مونالیزا در آفریقای جنوبی

 

   مونالیزا در ایران

 

مونالیزادر تهران قدیم

 

مونالیزا در حوزه ی جنوب خلیج فارس

 

مونالیزا در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز

 

مونالیزا در عصر رنسانس

 

مونالیزا در همسایگی بتول خانم اینا

 

مونالیزا در هند

 

مونالیزا در عربستان

 

مونالیزا در فضا

 

مونالیزا در فلسطین

 

مونالیزا در کوبا

 

مونالیزا در واتیکان

مونالیزا در نیویورک

 

مونالیزا در لاس وگاس

 

مونالیزا در برنامه کودک

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 16:40 توسط ریحانه مسرور|

تو "آدم" من "حوا"
سیبی در کار باشد یا نه
با تو
در آغوش تو
بهشت جاریست
بوسه هایت طعم سیب میدهند

کافیست...
 

 
عاشق ترین مرد ...
آدم بود
که بهشت را به لبخند حوا فروخت!!


 
دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند...
 

 
به کدامین گناه از بهشت آغوشت رانده شدم؟
من که حتی وسوسه ی سیب نداشتم...
 

 
گفت: حالت را نمی پرسم
می دانم خوبی, عکس هایت همه با لبخندند!!
و نمی دانست عکاس که می گوید سیب...
من یاد حماقت حوا می افتم

و پوزخند می زنم...
 

 
"آدم" به خدا خیانت کرد!!
خدا غم آفرید... تنهایی آفرید... بغض آفرید...
اما راضی نشد...
کمی تامل کرد...
آنگاه "عشق" آفرید!
نفس راحتی کشید!!
انتقامش را گرفته بود از آدم...



مگر لب های هوا نبود؟؟
لا مصب...
چرا سیب خوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



چقدر خوشحال بود شیطان
گمان میکرد فریب داده است مرا!!
نمیدانست تو پرسیده بودی:
مرا بیشتر دوست داری یا
ماندن در بهشت را؟
 


چه فرقی میکند وسوسه سیب یا حوا...
برای کسی که آدم نیست؟؟



از شروع نفس های حضرت آدم
تا پایان نفس های آخرین آدم
دوستت دارم...





همیشه به من میگن
مثل بچه ی آدم رفتار کن!
من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل؟؟؟؟؟؟


 
مناجات یک ت.ر.ک با خدا:
خدایا مارا به خاطر یک سیب از بهشت

انداختی رو زمین
به خاطر آب انگور
میندازیمون جهنم!!
با میوه ها مشکل داری؟؟؟




شیطان هر کاری کرد
آدم سیب نخورد
رو کرد به حوا و گفت:
بخور واسه پوستت خوبه...



و حوا به آدم گفت:
آیا دوستم داری؟؟
و آدم پاسخ داد:
مگه خبر مرگم چاره دیگه ای هم دارم؟؟؟؟؟
(و اینگونه بود که عشق آغاز شد)
 

 

_آخه تو آدمی؟؟؟
_پ ن پ تو آدمی!!!
(بخش هایی از مکالمات آدم و حوا)



اگه من لیلی باشم تو مجنون،من شیرین باشم تو فرهاد،من نرگس باشم تو سام،من حوا بشم تو عمرا آدم بشی
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 22:8 توسط ریحانه مسرور|

فرقی ندارد که یک گاگول بی سواد باشی یا یک دانشمند

در هر صورت پشت یک ماشین شاسی بلند آقا مهندس می شوی !




وقتی اورجینال به دنیا اومدی... حیفه کپی از دنیا بری ....خودت باش !




سلامتي‌ اونايي که تا ميان دخالت کنن همه بهشون ميگن

تو يکي‌ ديگه خفه شو !






قبول دارین : 3 ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی ولی 1 ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده بابات میاد

میگه : خسته نباشی!!!!





موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشته‌م زیر...
.
.
.
.

.بعدش می‌میرم.آی حال میده!!!!




دوست دختر غضنفر 300 کیلو آرایش کرده میگه ببین من چه دافی ام ...
غضنفر میگه صورتتو بشور لااقل ببینمت !!




این حرفا چی بود پشت سرم زدی؟
مگه من چه بدی بهت کرده بودم؟
برات متاسفم.نمی بخشمت.خدافظ
.


.

.

.

.

”ستادایجاد ترس ودلهره چند ثانیه ای”




می‌گویند: مثل بچه آدم رفتار کن. و من هنوز مانده ام که بین هابیل و قابیل کدام را انتخاب کنم...!




قشنگترین صدایی که می تونین از عشقتون بشنوین وقتیه که از خواب بیدار میشه و گیج حرف میزنه ! :-*



دستکاری نکردن جوش های صورت به سختی دست نزدن به جسیکا آلبا برهنه است !!



فرق افتادن از طبقه اول با طبقه 10 :
طبقه 10 : آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .
طبقه اول: بوووووفففففف . .. . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ



و خداوند زمین و آسمان را آفرید...

و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد...!!!
 
شاعری میفرماید :
کار هرکس نیست همسر داشتن

مرد خر میخواهد و پول خفن ! :))



اين يه قانونه!
هرچي کمتر در دسترس باشي ارزشت بيشتره!
زياد که باشي ميره به حساب آويزون بودنت!



پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !



به غضنفر میگن : تو منی ، من توأم حالا تو کدومی؟؟!
میگه : خدا ازت نگذره گمم کردی...! :)



هيچگاه برای شخصی که از دور برايت دست ت ميده دست ت نده... چون دراکثـــر مواقع با تو نيست با پشت سريته..! لذا ضايع ميشــــــــــی.. تو

روحیـه ات تاثیر میذاره ! حالا بیا و درستش کن



روایت داریم تو بهشت همه اجازه دارن تا ظهر بخابن !



دختره تلفن دوست پسرش زنگ میخوره برمیداره جواب میده
یارو میپرسه:شما؟
دختره میگه:من خواهرشم...شما؟؟؟
طرف میگه:من همین الان فهمیدم مادرتم



مردم دنيا زمان رو 3 حالت می بينن، اما ما ايرانيا 4 حالت..؛ زمان گذشته ، زمان حال ، زمان آينده ، زمـــان شـــاہ.....!!!!

تازه فهميدم بازيكن هاي با تجربه چرا وقتي گل ميزنن ميدوون فرار ميكنن! اي پدر سوخته ها!!!




دقت کرین شبای عروسی تا دهنت پر میشه دوربین میاد روت. !?



گفتم هواست باشه !



دقت کردین:
اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی ...
-اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود
-اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...!!



يارو خيلي گشنه ش بود از پشت شيشه رستوران نگاه ميكنه
میبینه يكي داره كباب ميخوره!
با انگشت ميزنه به شيشه !
يارو ميگه :چته ؟
ميگه :پيازهم بخور!
 

تو روح ِ همه کسایی که ما اونا رو دوس داریم ولی اونا ما رو دوس ندارن !
اصن خاک تو سرشون



وقتی خانومی بهت گفت: "چــــــــــــــــی؟"،
به این معنا نیست که گفته شما را نشنیده.
او در واقع به شما فرصت داده که گفته خود را تغییر دهید!



تنهایی یعنی تو اتوبوس دانشگاه همه دونفری نشستند ولی تو هستی و هندزفریت!!!




محبت کنی میره...
مجبت نکنی میره ....
کم محبت کنی سرد میشه میره ....
زیاد محبت کنی میزنه زیره دلش میره ....
متعادل باشی محل نمیزاره میره....
آخه قضیه چیه؟ بالاخره چی کار کنیم؟؟؟
 

به سلامتی مادر که به خاطر ما هیکلش به هم خورد !



زن : عزیزم ، دنبال چی میگردی ؟
شوهر : هیچی
زن : هیچی !؟
یه ۴ ساعتی هست زل زدی به اون قباله ازدواج مون!
شوهر : دنبال تاریخ انقضا شم !



کسا‌یی که معتقدن اونی که رفته خودش بر میگرده،

نود و نه‌ در صد کفتر بازن!!

مگه کفتره جلده!؟



هیچی به این اندازه اینکه، به مادر یه دختر بگی،
من فکر کردم شما خواهر بزرگشی، یه مادر رو خوشحال نمیکنه !
 

از نسل سوخته ی ما که گذشت, ولی نسل پدرسوخته ی بعد ما چه کار خواهد کرد..!!؟؟



دقت کردین:

تو تاکسی کرایه ماشین آقایون همیشه توی اون جیبیه که کنار یه خانومه!؟



لذتی که در گفتن "رییییدیییی" هست در گفتن "عزیزم خیلی اشتباه کردی "نیست

خواستم در جریان باشید که از این لذت محروم نشید



دقت کردین مامان یا بابات میان کنارت ، وقتی داری با کامپیوتر کار میکنی اینجوری میشی؟؟
(`-`) (._. ) (· - ·) ( ._.) ( ' -') ... :-"
بعد سعی میکنی همه چی عادی باشه ! :))



ضد حال یعنی وقتیکه ۳ صفحه واسه طرف بنویسی..

بعد جواب بده: Ok



شرایط بحرانی ینی اینکه
بابات بهت زنگ بزنه بگه کار مهم دارم پسورد لپتاپت چیه
تو هم رمزت از خاک بر سری ترین کلمات تشکیل شده باشه ! :))



میگن ﺗﻮ ﺟﻬﻨﻢ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻓﺎ ﺑﺖ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻥ ﺍﻣﺎ ﺻﻔﺮ ﮔﻮﺷﯽ ﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺱ ! داخلی هم نداره !



دقت کردین بهترین ایده هارو برای دیگرون داریم و برای خودمون عملاً ریدیم !

 


دقت کردین
وقتی می خوای به 2تا دختر که یکیش خوشگله تیکه بندازی,
اونی که زشته جوابت رو می ده ؟؟!





الان دیگه زنها در همه ورزشها مثل فوتبال، همه علوم بويژه انرژي اتمي و حتي در كار و تجارت موفق هستند‌،...
خدا وکیلی اینطوری که دارن پیشرفت میکنن امید این میره يه روزي بياد كه " پارك دوبل" رو هم ياد بگيرن!!!



تعریف تقلب !

۱٫یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان

۲٫تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان !
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 22:7 توسط ریحانه مسرور|

به موقع بگو دوستت دارم


وقتي 15 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زير انداختي و لبخند زدي...



وقتي كه 20 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم

سرت رو روي شونه هام گذاشتي و دستم رو تو دستات گرفتي انگار از اين كه منو از دست بدي وحشت داشتي



وقتي كه 25 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ..

صبحانه مو آماده كردي وبرام آوردي ..پيشونيم رو بوسيدي و

گفتي بهتره عجله كني ..داره ديرت مي شه



وقتي 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتي اگه راستي راستي دوستم داري

.بعد از كارت زود بيا خونه



وقتي 40 ساله شدي و من بهت گفتم كه دوستت دارم

تو داشتي ميز شام رو تميز مي كردي و گفتي .باشه عزيزم ولي الان وقت اينه كه بري

تو درسها به بچه مون كمك كني



وقتي كه 50 سالت شد و من بهت گفتم كه دوستت دارم تو همونجور كه بافتني مي بافتي

بهم نكاه كردي و خنديدي



وقتي 60 سالت شد بهت گفتم كه چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدي...



وقتي كه 70 ساله شدي و من بهت گفتم دوستت دارم در حالي كه روي صندلي راحتيمون نشسته بوديم من نامه هاي عاشقانه ات رو كه 50 سال پيش براي من نوشته بودي رو مي خوندم و دستامون تو دست هم بود



وقتي كه 80 سالت شد ..اين تو بودي كه گفتي كه من رو دوست داري..

نتونستم چيزي بگم ..فقط اشك در چشمام جمع شد



اون روز بهترين روز زندگي من بود ..چون تو هم گفتي كه منو دوست داري



به كسي كه دوستش داري بگو كه چقدر بهش علاقه داري

و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي

چون زماني كه از دستش بدي،

مهم نيست كه چقدر بلند فرياد بزني

اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 21:54 توسط ریحانه مسرور|

شخص تنبلي نزد بهلول آمده و پرسيد :

مي خواهم از كوهي بلند بالا روم مي تواني نزديكترين را ه را به من نشان دهي؟

بهلول جواب داد:  نزديكترين و آسانترين راه : نرفتن بالاي كوه است !!!   
 

*******************************************************************

 

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد.

آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!

بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است...!

***********************************************

 

یک روز عربی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد !

هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی !!!

مردم جمع شدن مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا میگذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد ...

بهلول به آشپز گفت آیا این مرد از غذاي تو خورده است؟

آشپز گفت نه ولی از بوی آن استفاده کرده است.

بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد وبه زمین ریخت وگفت : ای آشپز صداي پول را تحویل بگیر.

آشپز با کمال تحیر گفت :این چه قسم پول دادن است؟

بهلول گفت مطابق عدالت است : کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند !


 

***************************************************

روزی بهلول به حمام رفت، ولی خدمتکاران حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن طور که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند.

با این حال بهلول وقت خروج از حمام ده دیناری که به همراه داشت یک جا به استاد حمام داد.

کارگران حمامی چون این بذل و بخشش را بدیدند، همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی نمودند.

بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت. ولی این دفعه تمام کارگران با احترام کامل او را شستشو نموده و بسیار مواظبت نمودند. ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران، بهلول به هنگام خروج فقط یک دینار به آنها داد.

خدمتکاران حمامی متغیر گردیده پرسیدند: سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست؟

بهلول گفت:مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده بودم پرداختم و مزد آن روز حمام را امروز می پردازم تا شما ادب شده و رعایت مشتری های خود را بکنید !!!

***********************************************
 


تنها اتاقی همیشه مرتبه و همه چیز سر جاش می‌مونه، که توش زندگی نکنی!

اگه زندگیت گاهی آشفته میشه و هیچی سر جاش نیست، بدون هنوز زنده‌ای!

اما اگر همیشه همه چی آرومه و تو چقدر خوشحالی! یه فکری برای خودت بکن!

*********************************************************

 

هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی، احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر می‌شود!

 

گفتم: ای جنگل پیر تازگی‌ها چه خبر؟

پوزخندی زد و گفت: هیچ، کابوس تبر!

 

 

گفت: چند سال داری؟
گفتم: روزهای تکراری زندگیم را که خط بزنم، کودکی چند ساله‌ام!

 

 

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!

 

 

ديوانگي یعنی ادامه دادن همان رفتار و مسیر هميشگي و انتظار نتيجه متفاوت داشتن!

 

 

شرط دل دادن دل گرفتن است، وگرنه یکی بی دل می‌شود و دیگری دو دل!

 

 

پروانه گاهی فراموش می‌کند که زمانی کرم بوده است و کرم نمی‌داند که روزی به پروانه‌ای زیبا بدل خواهد شد...
فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست!

 

 

روزانه هزاران انسان به دنیا می‌آیند...

اما انسانیت در حال انقراض است!

 

 

وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن...
وقتی میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن...
باید از دوست داشتن آدما ترسید!

 

 

اگر کاسبی نیست که دوست بفروشد ...

در عوض آنقدر دوستان کاسب هستند که تو را به پشیزی بفروشند!

 

 

حرف هایم را تعبیر می‌کردی... سکوتم را تفسیر... دیروزم را فراموش... فردایم را پیشگوئی...
به نبودنم مشکوک بودی... در بودنم مردد... از هیچ گلایه می‌ساختی ...از همه چیز بهانه
...
من کجای این نمایش بودم؟

 

 

علم فيزيک دروغ مي‌گويد!
براي ديدن نياز به نور نيست، فقط دليل لازم است!

 

 

پرواز كن آنگونه كه مي‌خواهي

و گرنه پروازت مي دهند آنگونه كه مي‌خواهند

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 21:9 توسط ریحانه مسرور|

زن: میشه کمکم کنی باغچه رو مرتب کنم؟ مرد: تو فکر کردی من باغبونم؟
زن: زیر ظرفشویی آب می‌چکه، میشه درستش کنی؟ مرد: تو فکر کردی من لوله‌کشم؟
زن: لولای در خیلی وقته خرابه، کمک می‌کنی درستش کنم؟ مرد: واقعا که! تو فکر کردی من نجارم؟!
عصری که آقا از سر کار برمی‌گرده خونه، می‌بینه همه چی درست شده! با خوشحالی به زنش میگه: آفرین من می‌دونستم تو خیلی زرنگی!
زن: من درست نکردم که، مرد همسایه درستشون کرد و در عوض ازم خواست یا یه ساندویچ همبرگر بهش بدم یا لبامو!
مرد: حتما تو بهش همبرگر دادی. نه؟!
زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:56 توسط ریحانه مسرور|

آیا میدانید: در جهان به ۶۰۰۰ زبان تکلم میشود.

آیا میدانید: هر قاره ای، شهری به نام «رم» دارد.

آیا میدانید: که حلزون می تواند سه سال بخوابد .

آیا میدانید: دلفین ها با یک چشم باز می خوابند .

آیا میدانید: قلب زنان نسبت به مردان تندتر می زند .

آیا میدانید: ناراحتی های پا در زنان ۴ برابر مردان است.

آیا میدانید:کوسه ها از بیماری سرطان در امان هستند .

آیا میدانید: هیچ گورخری، خط های مشابه دیگری ندارد.

آیا میدانید: ۱۳ درصد جمعیت جهان، صحرانشین هستند .

آیا میدانید: چهار پنجم جانوران رو حشره ها تشکیل داده اند.

آیا میدانید: تنها در یک پرواز، زنبور عسل به ۷۵ گل سر می زند.

آیا میدانید: چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است.

آیا میدانید: ژاپن، پرمصرف ترین کشور جهان در زمینه انرژی است.

آیا میدانید: در ساخت دیوار بزرگ چین، آرد برنج به کار رفته است.

آیا میدانید: توماس ادیسون، مخترع برق از تاریکی وحشت داشت.

آیا میدانید: یک کودک ۴ ساله روزانه بیش از ۴۰۰ سوال می پرسد!

آیا میدانید: شیرها تا سن ۲ سالگی قادر به غرش کردن نمی باشند.

آیا میدانید: در هر یک گرم خاک، حدود ۱۰ میلیون باکتری زندگی می کند.

آیا میدانید: استرس باعث می شود، مرغ ها پرهای خود را از دست بدهند.

آیا میدانید: تعداد مرغ ها در سراسر جهان تقریبا با جمعیت انسان مساوی است.

آیا میدانید: به طور متوسط، هر فردی ۵ سال از عمر خودش را صرف خوردن می کند.

آیا میدانید: سرعت خواندن از صفحه رایانه نسبت به کاغذ معمولی ۲۵ درصد کندتر است.

آیا میدانید: نقاش معروف «لئوناردو داوینچی» معروف ترین نقاشی خود به نام «لبخند مونالیزا» را نه تاریخ زد و نه امضا کرد.

آیا میدانید: بازیافت تنها یک بطری شیشه ای، مقدار انرژی موردنیاز یک لامپ ۱۰۰ واتی به مدت ۴ ساعت را تامین می کند.

آیا میدانید: پرنده فلامینگو قادر است با سرعتی حدود ۵۵ کیلومتر در ساعت پرواز کند. این پرنده در یک شب حدود ۶۰۰ کیلومتر مسافت را طی می کند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 19:23 توسط ریحانه مسرور|

 

مرد فروردین و زن....
فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
فروردین+خرداد = خوش دل و امیدوار
فروردین+تیر = اختلاف فراوان
فروردین+مرداد = شدید
فروردین+شهریور = سرد و گرم
فروردین+مهر = کمی غیر ممکن
فروردین+آبان = خیلی با حرارت
فروردین+آذر = پر از ماجرا جویی
فروردین+دی = هیجانات فراوان
فروردین+بهمن = شگفت انگیز
فروردین+اسفند = توام با مشکلات

 

مرد اردیبهشت و زن...
اردیبهشت+فروردین = پر شور و هیجان
اردیبهشت+ اردیبهشت = خیلی مناسب
اردیبهشت+خرداد = پیوندی نا موفق
اردیبهشت+تیر = اتحادی عمیق
اردیبهشت+مرداد = کاملا دوست داشتنی
اردیبهشت+شهریور = تشریک مساعی زیاد
اردیبهشت+مهر = جسمانی و شهوانی
اردیبهشت+آبان = آرام و آهن ربایی
اردیبهشت+آذر =بسیار ناهموار
اردیبهشت+دی = کمی هولناک
اردیبهشت+بهمن = خیلی قوی
اردیبهشت+اسفند = توام با جذابیت

 

مرد خرداد و زن...

خرداد+فروردین = دارای آینده ی روشن
خرداد+اردیبهشت = پیوندی دشوار
خرداد+ خرداد = پیوندی نا پایدار
خرداد+تیر = افقی روشن
خرداد+مرداد = عافیت طلب و عیاش
خرداد+شهریور = عاشقانه
خرداد+مهر = کاملا با شکوه
خرداد+آبان = بن بست عشقی
خرداد+آذر = سراسر شادمانی
خرداد+دی = چشم در چشم نیافتد
خرداد+بهمن = دوستان خوب برای هم
خرداد+اسفند = مرهم یکدیگر



مرد تیر و زن...

تیر+فروردین = پیوندی سست
تیر+اردیبهشت = محیطی راحت و مرفه
تیر+خرداد = پیوندی نا هماهنگ
تیر+تیر = رابطه ی رویایی
تیر+مرداد = هیجانی و پر زحمت
تیر+شهریور = محرک یکدیگر
تیر+مهر = زندگی پر از تلاطم
تیر+آبان = جرقه و پرواز
تیر+آذر = سراسر مشکل
تیر+دی = زوجی دلسوز
تیر+بهمن = سراسر اضطراب
تیر+اسفند = تقویت کننده ی هم



مرد مرداد و زن...

مرداد+فروردین = خاطرات به یاد ماندنی
مرداد+اردیبهشت = احساسات پاک
مرداد+خرداد = زندگی پر از نشاط
مرداد+تیر = پیوندی عاشقانه
مرداد+مرداد = جنگ اراده ها
مرداد+شهریور = ازدواجشان دشوار است
مرداد+مهر = شادی بزرگ
مرداد+آبان = برخورد دو قطب
مرداد+آذز = بسیار نیروبخش
مرداد+دی = کوتاه اما شیرین
مرداد+بهمن = می تواند مشکل باشد
مرداد+اسفند = زندگی توام با جرقه



مرد شهریور و زن...

شهریور+فروردین = دور از یکدیگر
شهریور+اردیبهشت = استوار و لذت بخش
شهریور+خرداد = کاملا غیر معمول
شهریور+تیر = اختلاف زیاد
شهریور+مرداد = عقاید نا همامنگ
شهریور+شهریور = سازگار
شهریور+مهر = زندگی با سختی
شهریور+آبان = هیجانات واقعی
شهریور+آذر = نیازهای مخالف
شهریور+دی = موافق و سازگار
شهریور+بهمن = تیره و گلالود
شهریور+اسفند = بهشتی



مرد مهر و زن...

مهر+فروردین = زندگی پر تناقض
مهر+اردیبهشت = جسمانی و شهوانی
مهر+خرداد = پیوندی بسیار عالی
مهر+تیر = تلاشی سخت
مهر+مرداد = نیروبخش
مهر+شهریور = مخالف
مهر+مهر = قدرتی نا پایدار
مهر+آبان = پاداش و هیجان
مهر+آذر = هم پرواز
مهر+دی = پیوندی سست
مهر+بهمن = ازدواج شگفت انگیز
مهر+اسفند = آرامش و پاداش



مرد آبان و زن...

آبان+فروردین = جاودانه و طولانی
آبان+اردیبهشت = پیوندی با اجر
آبان+خرداد = لطیف و با نشاط
آبان+تیر = زندگی بهشتی
آبان+مرداد = نمایش پر قدرت
آبان+شهریور = شروعی آرام
آبان+مهر = لجاجت و گول زنی
آبان+آبان = انفجار
آبان+آذر = تحمیلی و اجباری
آبان+دی = شیفته ی یکدیگر
آبان+بهمن = بالا و پایین
آبان+اسفند =کاملا عالی



مرد آذر و زن...

آذر+فروردین = عالی و شگفت انگیز
آذر+اردیبهشت = درگیری زیاد
آذر+خرداد = سرد و گرم
آذر+تیر = غیر صمیمی
آذر+مرداد = دلسوز واقعی
آذر+شهریور = نیرو بخش
آذر+مهر = لذت مشترک
آذر+آبان = کارد و پنیر
آذر+آذر = لذت توام با آشوب
آذر+دی = مغایرت زیاد
آذر+بهمن = روابطی بسیار گرم
آذر+اسفند = مشکل دار است



مرد دی و زن...

دی+فروردین = با جدل
دی+اردیبهشت = زندگی با آینده ای زیبا
دی+خرداد = پیوندی سخت
دی+تیر = پیوندی با شکوه
دی+مرداد = اختلاف زیاد
دی+شهریور = عجیب
دی+مهر = برنده ای ندارد
دی+آبان = خیلی عجیب
دی+آذر = نامناسب
دی+دی = طولانی و پا بر جا
دی+بهمن = کمی مخوف
دی+اسفند = عشقی و شهوانی



مرد بهمن و زن...

بهمن+فروردین = بسیار عاشقانه
بهمن+اردیبهشت = خیلی خود سر و لجوج
بهمن+خرداد = پیوندی سرد
بهمن+تیر = خیلی مضر
بهمن+مرداد = بسیار دلکش
بهمن+شهریور = نا هماهنگ
بهمن+مهر = بسیار بسیار عالی
بهمن+آبان = مغایر یکدیگر
بهمن+آذر = نیازمند جد و جهد
بهمن+دی = با کمی نا خالصی
بهمن+بهمن = واقعی و شگفت انگیز
بهمن+اسفند = احتمال نا خوشی



مرد اسفند و زن...

اسفند+فروردین = نیازمند به گذشت
اسفند+اردیبهشت = یک پیوند عالی
اسفند+خرداد = نیازمند به بصیرت
اسفند+تیر = شیفته ی یکدیگر
اسفند+مرداد = زوج رمانتیک
اسفند+شهریور = آرام و حامی
اسفند+مهر = عشقی افسانه ای
اسفند+آبان = سراسر شادی و اعتدال
اسفند+آذر = مشکلات زیاد
اسفند+دی = احساسات واقعی
اسفند+بهمن = یکدیگر را درک کنید

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 16:49 توسط ریحانه مسرور|

بعضی عشق ها مثله قصه نوحه

(طرف از ترس طوفان مياد سراغت)

 

بعضی عشق ها مثله قصه ی ابراهيمه

(بايد همه چيزتو براش قربانی کنی)

 

بعضی عشق ها مثله قصه مسيحه

(آخرش به صليب کشیده میشی)

 

اما بيشتر عشق ها مثله قضيه موسي است

( !!!يه کم  که دور ميشی يه گوساله جاتو ميگيره)

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 15:4 توسط ریحانه مسرور|

شاعر و فرشته

شاعر و فرشته‌ای با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر، شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : دیگر تمام شد.
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می‌شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است
و فرشته‌ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ

نمی دونیم کدوم مسئله رو اول حل کنیم :
اینکه به دخترا یاد بدیم که هر پسری مزاحم نیست
یا اینکه به پسرا یاد بدیم که هر دختری فاحشه نیست

آرزویی بکن ...
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ...
آرزویی بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش
بزرگترین آرزوی تو باشد !!

اي كاش ياد ميگرفتم
اگر در رابطه اي "حرمتم " زیر سوال رفت
برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم
و به طور احمقانه اي منتظر معجزه نمانم..

من برای خودم مینویسم، تو برای خودت بخوان. من حرف دلم را مینویسم، تو حرف دلت را بخوان. من برای عشق مینویسم، تو برای معشوقه هات بخوان حساب..بی حساب

فش میدی ، نه اینکه دوسش نداری ، نه ! چون نبودش داره نابودت میکنه

سکوت تنها دوستی است که هرگز خیانت نمی کند!

من موندم اگه زندان نبود،از دست این همه آزادی باید به کجا پناه می‌بردیم؟!

سکوتِ من هیچگاه نشانه ی رضایتم نبود ...
من اگر راضی باشم با شادی میخندم !
سکوت نمی کنم

انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره
اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله...

 

دو تا رفیق بودند همیشه با هم شراب میخوردن يكيشون میمیره چند وقت بعدش اون یکی... میره مِی خونه به ساقی میگه 2 پیک بریز ساقی میگه چرا 2 تا؟ میگه یکی برا خودم یکی به یاد رفیقم. 1 سال بعد وقتی میره مِی خونه به ساقی میگه 1 پیک بریز؛ میگه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه، خودم توبه کردم میزنم به یاد رفیقم ...

حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ، کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند!!

بعضی ها،طواف نمی کنند،
فقط خدا رو دور می زنند.

غم نگاه آخرت تو لحظه ی خداحافظی
گریه ی بی وقفه ی من تو ان روزای کاغذی
قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قول ما جدا شدیم آخر کار
تو حسرت نبودنت من با خیالتم خوشم
با رفتنم از این دیار آرزوهامو میکشم
کوله بارم پر حسرت تو دلم یه دنیا درده
مثل آواره ای تنها تو خیابونی که سرده
تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره
آروم آروم دل تنگم داره بی تو میمیره
گل مغرور قشنگم من فرامشت نکردم
بی تو اینجارو نمیخوام میرم و برنمی گردم

ندایی دوست دارم
تویی دارو ندارم
تویی عشق جاودانم


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 15:4 توسط ریحانه مسرور|

 

گاهی اوقات برای ما موقعیت هایی پیش آمده که با شخصی رو به رو شده ایم و نیاز به برقراری ارتباط با او را حس کرده ایم. شاید در این مدت چند باری چشمانمان به هم دوخته شده و باز بدون اینکه کلمه ای بینمان رد و بدل شود، نگاهمان را از هم گرفته ایم؛ انگار که سکوت طولانی بین ما و طرف مقابلمان به هیچ وجه قصد شکسته شدن ندارد و این موضوعی ناراحتی کننده است.

اگر ما واقعا دنبال راه چاره ای برای فرار از این موقعیت های آزاردهنده هستیم، لازم است مهارت های آغازین برقراری ارتباط را بدانیم. با فرض اینکه تمام مواردی که در قسمت های قبل محبث مهارت های ارتباطی به آنها اشاره شد، مقدمات برقراری ارتباط و موارد پیش صمیمیت بودند. در این شماره نکات مهم برای شروع یک ارتباط موثر در محیط های بیرون از خانه مثل دانشگاه یا محل کار را مرور می کنیم.

آغاز

چک لیست مهم شروع

1 – به طرف مقابل نزدیک شوید و در حریم درست او قرار بگیرد.

2 – زبان بدنتان را چک کنید که متناسب با حرف هایتان باشد؛ مثلا بیهوده وضعیت دفاعی نگیرید یا صمیمت بیش از حد نشان ندهید. دست به سینه بودن و یک پا روی پای دیگر انداختن بیانگر وضعیت دفاعی است. دست ها و پاهای آزاد، نشان دهنده علاقه شما به شنیدن حرف های طرف مقابل است.

3 – Eye contact داشته باشید. اگر نگاه کردن به چشم های طرف مقابل برای شما مشکل است به صورتش نگاه کنید.

4 – لبخند بزنید. لبخند جهانی ترین سیگنال برقراری ارتباط است (البته منظور، لبخند به همراه نگاه مستقیم است)

5 – حرفی که ابتدای کار می گویید، خیلی مهم نیست. مهم این است که طرف مقابل تشویق به پاسخگویی شود.

6 – واکنش های احساسی متناسب زمان گوش کردن را فراموش نکنید. (خیلی مات صحبت های طرف مقابل نشوید)

7 – یادتان باشد آدم ها اول ارتباط کلاس الکی می گذارند، این یک قانون است در این شرایط کمی پرجرأتی به کمک می آید.

اتصال

سکوت شکن های معروف

اینکه می گویند سکوت نشانه رضاست، حرف غلطی نیست، اما این دلیل نمی شود که با این طناب که فقط گاهی اوقات جواب می دهد توی چاه بروید. ضمن اینکه نباید فراموش کنید که به هر حال، برای شروع یک رابطه باید قبل از هر چیز، سیگنال های ارتباطی فرستاد و برای این کار، یکی از بهترین و عمومی ترین کارها حرف زدن است.

1 – با پرسیدن یک سوال شروع کنید. این طرف ها یک رستوران خوب سراغ دارید؟

2 – از وقایع روزمره بگویید.

3 – با یک شوخی کوچک شروع کنید: من گم شده ام، می تونید پیدام کنید؟

4 – از وقایع آن موقع بگید: دیدم دارید کتاب راز داوینچی می خوانید.

5 – شباهت هیا بین خودتان را شناسایی کنید و از آنها صحبت کنید.

6 – از موردی در او مثل تناسب رنگ های لباس هایش تعریف کنید.

گفت و گو

حرف های مقدماتی مهم

1 – سوال بپرسید. این سوالات می توانند تشرفاتی یا اطلاعاتی باشند. سوال تشریفاتی مثل اینکه بپرسید، هوا چطوره؟ و سوال اطلاعاتی مثل اینکه بپرسید دیروز چی کار کردی؟

2 – درست و واقعی گوش کنید و از خطاهیا گوش کردن دوری کنید.

3 – خودبازنمایی کنید. یعنی درمورد علاقه مندی ها و اتفاقات جالب زندگی تان که فکر می کنید طرف مقابل دوست دارد آنها را بداند. در ادامه گفت و گو با او حرف بنزید. همه این موارد برای زمانی که در شورع یک گفت و گو ناگهان ذهن آدم خالی می شود؛ مثلا در جلسه خواستگاری، یا وقت ملاقات با رئیس شرکت قابل استفاده هستند. خودبازنمایی در سه سطح انجام می شود: در سطح یک، اطلاعاتی را شامل شغل، آخرین مسافرت، تجربه خنده دار و مواردی از این قبیل با شخص مقابل در میان می گذارید. در سطح دوم و پیشرفته تر از باورها، احساسات و نیازهای گذشته و آینده تان مثل باور درباراه کشور، آرزو، سلیقه، مشکلات قدیمی، بیم ها و امیدها با او صحبت می کنید. در سطح سه احساسات و نیازها و باورهایتان نسبت به طرف مقابل را بیان می کنید. نظرتان را درمورد طرف مقابل می گویید و خواسته تان را هم اعلام می کنید. اگر خواسته تان را خیلی روشن بیاننکنید، طرف مقابل گیج می شود.

همگام شدن هدفمند را بدانید

آقای الف صبح زود برای دویدن به پارک می رود، او عادت دارد که با سرعت بدود، پس از مدتی از پشت سر یکی از دوستانش را می بیند که او هم برای دویدن به پارک آمده اما دوست او عادت دارد که با سرعت کم بدود، آقای الف برای اینکه بتواند با دوستش همگام شود و با او چند کلمه ای هم صحبت شود چاره ای ندارد جز اینکه از سرعتش بکاهد و با او همراه شود و این یعنی همگام شدن با مخاطب که گل مطلب NLP است. یک قانون دیگر را هم به یاد بسپارید؛ آدم ها اگر از کسی خوششان بیاید، تلاش می کنند با او به توافق برسند. اگر هدفتان کنار آمدن با دیگران باشد، همگام شدن با برخی جنبه هیا رفتاری او کافی است اما اگر هدف متقاعد کردن باشد، باید آگاهی جدید بدهید، راهنمایی کنید و صبر داشته باشید. همگام شدن در این موارد انجام می شود؛ حالات روحی، زبان بدن، گفت و گوهای موثر، شاخص های صحبت کردن (لحن و بلندی و آرامی صدا)


قوانین آگاهی برای زنان
رئیس را پیدا کنید

مردان خود را مکلف می دانند تا مشکلی را حل کنند، در بسیاری اوقات وقتی یک خانم می گوید: «حالم خوب نیست» فقط توقع همدردی دارد اما مردان در چنین مواقعی به دنبال راهکار می گردند تا مشکل خانم را حل کنند، بنابراین در جواب می گویند: «برو دکتر!»

*مردان از جزئیات احساسی خوششان نمی آید.

*در گروه مردان بگردید و رئیس را پیدا کنید و تأثیر بیشتر را روی رئیس بگذارید.

*با مردان واضح صحبت کنید، غیرمستقیم صحبت نکنید و کنایه نزنید.

*همیشه منتظر نباشید نظر مرد را در مورد چیزهایی که برای عموم آنها اهمیت چندانی ندارد، مانند رنگ لباس و چیزهایی از این قبیل بفهمید، این کار حوصله او را سر می برد.

*زودتر تصمیم بگیرید و از تکه فکر کردن بیش از حد بپرهیزید.

*به مردها نشان بدهید که آنها لزوما مسئول حال شما نیستند.

*مردها خواهر شما نیستند که همدردی به موقع بلد باشند.

*با مردها روی اطلاعات عینی تأکید بیشتری کنید.

*زمانی که برای انجام کاری به کمک مردتان احتیاج دارید، از تلقین پنهان استفاده کنید؛ یعنی به او نشان دهید که می توانید آن کار را خودتان انجام دهید، در این صورت او هم به کمک شما می آید.

قوانین آگاهی برای مردان

 قدردانی، چاپلوسی نیست

مردان ارتباط را آغاز می کنند و ارتباط قطع شده را پیوند می دهند (در وسط یک جر و بحث بین زن و مرد خوب است آقا به خانمش بگوید می دونم الان داریم دعوا می کنیم اما فکر نکنی دوستت ندارم، هم من تو را دوست دارم و هم می دانم تو مرا دوست داری)

*از تله خودشیفتگی و اثبات باعرضگی بیرون بیایید.

*با همسرتان همکاری کنید؛ حتی اگر کاری را می توانید تنهایی انجام دهید از همسرتان بخواهید به شما کمک کند و مشورت بدهد.

*لزوما فکر نکنید زن شما می خواهد کنترلتان کند یا در کارهایتان دخالت کند. او فقط می خواهد در فضای حسبی شما باشد. اطلاعاتی به همسرتان بدهید که چندان هم مهم نیستند، هرچه زودتر هم اطلاعات بدهید بهتر است.

*از همسر خود قدردانی کنید و قدردانی از زن را چاپلوسی به حساب نیاورید.

*از مشکلات و احساساتتان با همسر خود صحبت کنید نگذارید که همسرتان حدس بزند مشکل چیست زیرا اکثر زن ها در این گونه موارد اشتباه می کنند.

*زود به سراغ حل مسئله نروید، بیشتر همدلی کنید فرض کنید که زنی معلم است و در مدرسه، از دست دانش آموزان خسته شده؛ وقتی این خانم به همسر خود این موضوع را می گوید، به دنبال حل مسئله نیست فقط کمی همدردی می خواهد. بنابراین وقتی همسرش به او می گوید که چندبار به تو گفتم، سر کار نرو!، این آقا نه تنها با راهکاری که ارائه داده، مشکل همسر خود را حل نکرده بلکه درد درک نشدن از طرف همسر را به مشکلات او افزوده است.

*اگر می توانید کمی شخصی تر هم صحبت کنید.

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 15:3 توسط ریحانه مسرور|

 

مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند

بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند

خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !

دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند

چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند

خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند

روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند

دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!

بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت

بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال

جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند

کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !

از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند

 واقعا که...آفرین دارین

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 20:1 توسط ریحانه مسرور|

یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده
یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده
یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن
یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی
یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن

یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم
یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش
یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون
یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر
یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برورسیدی خونه تک بزن
یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره

یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق
یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود
یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته
یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه
یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم
 



یه دوست دختر نداریم از این افاده‌ای‌ها، روزی پنج بار بزنیمش تا آدم شه
یه دوست دختر نداریم بریم خواستگاریش باباش با لگد از خونه بیرونمون کنه
یه دوست دختر نداریم موهاشو افشون کنه بیاد باز دلو پریشون کنه بره
یه دوست دختر نداریم ایجاد انگیزه کنه برای فرار از خونه !


یه دوست دختر نداریم مخشو بزنیم بیاریمش خونمون ، برامون غذا درست کنه
یه دوست دختر ندارم هیچ،یه دانشگاهم ندارم توش آزمایشگاه تنظیم خانواده ارائه بدن مثلا
یه دوست دختر ندارم بیاد بگه عصر جمعست دلم گرفته بگم می خوای چاه باز کن خبر کنم؟
یه دوست دختر نداریم بشینیم با گوشی دوستامون بهش اس ام اس بدیم دور هم بخندیم بهش
یه دوست دختر نداریم اخر هفته که حوصلمون سر میره با خانواده بریم خواستگاریش
یه دوست دختر نداریم با هم درس کار کنیم، حداقل این ترم تنظیم خانواده رو پاس کنیم
یه دوست دختر نداریم ۵۰ سال بعد عکسشو به نوه‌مون نشون بدیم بگیم: نیگاکن من با چه داف شاخی رفیق بودیم، بعد باز برو بشین پای اون پلی استیشن۱۴ت، خـــــــوب؟؟!!
یه دوست دختر نداریم چند نفر بهش تیکه بندازن ما هم بریم حمام خون راه بندازیم
یه دوست دختر نداریم بگیریم لهش کنیم بعد داداشش رو بفرسته مارو له کنه
یه دوست دختر نداریم عکسش بک گراند گوشیمون باشه
یه دوست دختر نداریم هیچی اعصابم نداریم بتونیم یکی رو تور کنیم لااقل
یه دوست دختر هم نداریم هر روز از کوچشون رد شیم٬ دیدیم ماشین باباش روشن نشد بریم هل بدیم٬ بعد بهمون بگه: دستت درد نکنه پهلون!
یه دوست دختر نداریم ، دور همی با بچه ها نشستیم تخمه می شکنیم فعلا.

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 20:1 توسط ریحانه مسرور|

جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند

روزی دختر را به همراه دو  دوست دخترش به منزل دعوت کرد و به مادر گفت میخواهم حدس بزنی که عشق من کدامیک است     
بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا از این سه تا تشخیص بدهی
مادر گفت: بله
ومشخصات دختر را بیان کرد
پسر با تعجب پرسید: مادرم از کجا فهمیدی  که این دختر مورد علاقه من است؟
مادر جواب داد: سبحان الله نمیدانم چرا ازش بدم اومد

 
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:55 توسط ریحانه مسرور|

این هم دلیل:

از این رو که وقتی تو شوهر کنی
دگر هیچ نتوان کنی جست و جوی

بخر، زایمان کن، بروب و بپز
بدوز و اتو کن، بساب و بشوی

بیا و برو، میهمانی بده
شود استراحت، تو را آرزوی

نداری اگر خانه، سالی دو بار
تو با شوهرت می روی کو به کوی

مبادا که چیزی بخواهی از او
تو باید شوی همسری صرفه جوی

وگر همسرت مایه دار است هم
مبادا دوتا باشه تنبانِ اوی

بخواهی اگر شوهری سر به راه
برس دائما هی به روی و به موی

اپیلاسیون، رنگ، مش، های لایت
که با دیدن تو بگویند: وووووووووی

شب امتحان بی شب امتحان
و الا برد شو ز تو آبروی

نباید بگیری تو هیچ استرس
شب امتحان هی شوی ترشروی

بگوید که برگرد پیش بابات
برایش اگر آوری نیمروی

یکی او یکی بچهها مانعند
که حفظت شود جزوه ها مو به موی

رسد مادر ِ شوهرت هم ز راه
برای کمی غرغر و گفت و گوی!

قدم رو رود روی اعصاب تو
به کلی بریزد به هم خلق و خوی!

به دنبال او هی ز در می رسند
یکایک عموزاده ها و عموی!...

از این رو مجرد اگر مانده ای
به اعصابی آرام دانش بجوی!

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:39 توسط ریحانه مسرور|

صفت : ۳ تا آدم چاق
گودزیلا :
اون لا خوب زندگی کن
مستشار :
بیشترین رقم اعشار
گرمک :
کامپیوتر مک بوک مخصوص افراد کچل
فیلسوف :
فیل گرفتگی(معمولا زمانی اتفاق می افتد که فیلی بین شما و خورشید قرار گیرد)
نازیلا :
لای نازنین
رامبد :
قبلا رام بود الان وحشی شده
مسواک :
به عمل راه رفتن روی یک ورق مسی می گویند
وارداتی‌ :
جنگ خال خالی‌
Feels like hell :
فیلها جهنم را دوست دارند
فرازمینی :
فراز کوچولو
I am proud of you :
من اتومبیل پراید شما بودم*
I've never been a fan :
من هیچگاه پنکه نبوده ام
گردآورنده :
واژه‌ای قدیمی‌ به معنی‌ "توپ جمع کن"- این واژه برای اولین بار در دورهٔ هخامنشی و در باغ پرسپولیس به هنگام بازی چوگان به ثبت رسید
سریال
: فیلمی‌ است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.
تلفن همراه: وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.
گرانی: کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تا کنون مشاهده نشده است!!
مترو: سونای بخار متحرک
عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.
آثار باستانی: خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.
خودپرداز: دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.
مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.
تورم: عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!!!
گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ
تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی
شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.
شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.
دانشجو: یک عده افراد همیشه معترض
بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین کلمات ناشایست!
رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است
ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا
شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پرژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح
از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم
سطل آشغال: وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها
مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند.
حراج: اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.
و غیره (و ...): نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید
Too narrow : وارد نشو
After noon : دنبال یه لقمه نون
Good after noon : دنبال یه لقمه نون حلال
برونشیت : بیرون از صفحه
Dashboard : داداشم برد
یاکریم : یا ناشنوا هستیم
هالوژن : ژنی که عامل اصلی ساده لوحی در انسان می باشد
پورتال : آدم قد بلند فقیر را گویند
ساختمان : خوب بهمون رسید
زالزالک : پدر رستم و داداش کوچولوش
Self Shifter Super Honey : خودشیفته فراهانی
Bahamas: با همه هستش
Bahamas Air: هوای همه رو داره
فیله گوساله : فیل نفهم، فحش رایج بین فیل ها
پاركينگ : شخصي كه به صورت پاره وقت به پادشاهي مي پردازد
چیذر : چه زری زدی؟
Burberry : نون بربری فانتزی
پورشه : فقير بشه الهي به حق 5 تنن
کوسه : این که دوتاس
کیلو وات : کیلو چنده
نوازش : بازش نکن، ببندش!
کوآرتز : هنرهایی که می گفتی، کو؟
Long Time : زمان پیچیدن لونگ
Long Time No See : !دارم لونگ میپیچم نگاه نکن
Topless : !به اصفهانیِ غلیظ، توپوله
بازو : شیرازیها به چیزهای اوپِن گویند
‫*کرباسچی : رانندهٔ اتوبوسی که هرچه داد می‌زنی نمیشنود
‫*جاسبی : فقط باش
Free Falling : فال مجانی
شومینه : این شوهر منه
هلوکاست : نرخ هلو در بازار
تراس : گند زدی به همه ی ما
جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند
Saturday : روز جهانی ساطور
Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه
کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟
سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند
وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر
Category: این گربه کدوم گوریه؟
Morphine: باید بیشتر فین کنی
Keyboard: چه کسی برنده شد؟
MissCall: دختر نابالغ را گویند
Freezer: حرف مفت
Already: گند زدی به همش رفت !
نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده
کته ماست : آن گربه مال ماست
مشروبات : روبات مشهد رفته
نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند
کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد
چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد
کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد
مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند
سوغاتی : بسیار عصبانی
عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر
پدافند : پس گفتی دافن؟
مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام
کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد
کامران : راننده کامیون
مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند
روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند
پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد
Superman : مرد بقال !
کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است
شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است!
بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌
پسمانده : پ نه پ رفته!
Diamond Ring : داییمون زنگ زد
مناجات : انواع و اقسام مونا
کره حیوانی : بیچاره ناشنواست
انبر : داروی برطرف کننده اسهال!
کلکته : بین گربه ها کل افتاده
خاموش : موش نپخته
شیاف : او خاموشه (She Off)
مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید
دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده
واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است
چاقو ضامن دار : در شیراز، به شخص فربه‌ای که یکی‌ از اهالی محل ضمانتش را کند گویند
جنسیتی : شهر ارواح
گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش!
مکار : کسی که تخصص اپل دارد!

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:36 توسط ریحانه مسرور|

چتر ها را بايد بست
زير باران بايد رفت
فکر را خاطره را زير باران بايد برد
باهمه مردم شهر زير باران بايد رفت
دوست را زير باران بايد ديد
عشق را زير باران بايد جست
زير باران بايد چيز نوشت
حرف زد
نيلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است


نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:35 توسط ریحانه مسرور|

 

تقدیم به بهترینم

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:35 توسط ریحانه مسرور|

 

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

 ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

 و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

 و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

 در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

 او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

 او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

 او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

 او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

 پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

 زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

 گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

 سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 19:35 توسط ریحانه مسرور|